تبلیغات
تبلیغات تبلیغات

عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت: هدف انتقادها به فراکسیون امید، انتقام‌گیری از عار ...

این روزها نحوه مدیریت محمدرضا عارف در شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان و فراکسیون امید محل مناقشه نیروهای اصلاح طلب شده است، گروهی دفاع می کنند و گروهی به انتقاد و نقد صریح روی آورند.

علی تاجرنیا عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت نیز از جمله منتقدان است و می گوید: دوستان آدرس غلط می دهند که رأی آوری لیست امید را موفقیت شورای عالی اصلاح طلبان تلقی می کنند.

اهم سخنان او از این قرار است:
*اگر فراکسیون امید در مجلس صاحب اثر است باید ببنیم این اثر کجا خود را نشان می دهد. به نظر من فراکسیون امید درباره رأی اعتماد وزرا به لحاظ عملکرد کاملا منفعل بود چون اگر با وزرایی مخالفت جدی داشت، هیچ کدام آنها نیفتادند و توانستند رأی اعتماد بگیرند، در مقابل اگر با وزیری موافق بود نتوانست در واقع فضای سیاسی را به گونه ای کنترل کند که مسائل منطقه ای بر نگرش سیاسی غالب نشود.

*وقتی وزرای منتسب به جریان اصولگرا رأی بالایی در مجلس می آورند اما آقای بی طرف به عنوان معدودی از وزرای اصلاح طلب نمی تواند رأی لازم را بیاورد، نشان می دهد که فراکسیون امید نتوانسته نقش فعال خودش را ایفا کند و اگر می گوید فعال است بنابراین به نوعی در عدم رأی آوری آقای بی طرف نقش داشته، پس باید بگوید به چه دلیل به کارنامه آقای بی طرف رأی منفی داده است.

*{آیا هدف از انتقادها به فراکسیون امید انتقام گیری از عارف است؟} خیر، من فکر می کنم آقای دکتر عارف یک چهره اصلاح طلبی است که با کنارگیری اش در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ یکی از برجسته ترین نقش ها را در پیروزی اصلاح طلبان داشت اما واقعیت مطلب این است که متأسفانه در شورای عالی سیاستگذاری و فراکسیون امید نقش احزاب قدرتمند و صاحب اثر در جبهه اصلاحات کمرنگ و اشخاص حقیقی نقش پررنگ شده است. معتقدم چه در تهیه لیست ها، چه در بحث تشکیل فراکسیون ها و هدایت کار، اینها یک کار کاملا تشکیلاتی و حزبی است متأسفانه دوستان ما در فراکسیون امید ناتوان از مدیریت این مسئله هستند.

*کسانی که سابقه عضویت طولانی در احزاب ندارند و کارهای تشکیلاتی حزبی نکردند الزاما مدیریت اجرایی کلان در سطح کشور، افراد را در حوزه حزبی توانمند نمی کند. فعالیت های حزبی و فعالیت های تشکیلاتی، لابی گری و اثرگذاری بر تصمیمات دیگران اینها مسائلی است که بیش از آنکه به سوابق اجرایی و مدیریتی افراد برگردد به سوابق حزبی و سیاست ورزی آنها بر می گردد. متأسفانه باید بپذیریم، در فضای ردصلاحیت گسترده نیروهای حزبی تر و تشکیلاتی تر و خروج آنها از گردونه، کسانی جایگزین شدند که اگرچه اصلاح طلبند و سابقه مدیریت های طولانی اجرایی دارند اما مناسب برای فعالیت های حزبی نیستند.

*تجربه نشان داد تقویت نقش افراد حقیقی الزاما به کارآمد هرچه بیشتر تصمیم سازی در شورای عالی اصلاح طلبان بیانجامد. اینکه مردم در انتخابات رأی دادند و لیست امید رأی آورد دوستان نباید آدرس غلط دهند و این را به عنوان موفقیت شورای عالی اصلاح طلبان تلقی کنند. این مسئله بدون شک ناشی از اعتماد افکارعمومی به اصلاح طلبان و در رأس آنها آقای خاتمی بوده که در واقع این اتفاق افتاد. به هر حال کسانی که منتخب شدند، منتخبان مردم و مورد احترام هستند اما این به معنی اینکه سازوکارها به درستی طی شده نیست. این کار نیازمند آن است که نقش احزاب و گروه های سیاسی آن هم به صورت متناسب دیده و تقویت، در مقابل نقش اشخاص کمرنگ شود، منظورم از اشخاص رأس هرم یعنی آقای خاتمی نیست. آقای خاتمی کسی است که اتفاقا سعی می کند، مسائل را در قالب احزاب و تشکیلات جلو ببرد اما متأسفانه در ادامه مسیر مشاهده می کنیم مقداری احزاب و گروه های سیاسی در واقع به حاشیه می روند و نقش افراد برجسته می شود. این را باید یک فکر جدی برایش کرد.

۲۷۲۱۶