تبلیغات
تبلیغات تبلیغات

موسوی لاری: با نظر رهبری وزیر کشور شدم/خاطراتی از جریان کوی دانشگاه در ماجرای ۱۸ ...

اهم اظهارات موسوی لاری در ادامه بخوانید؛

* بعد از جریان اتفاقات سال ۷۶ و موفقیت آقای خاتمی، بصورت طبیعی من یکی از افرادی بودم که به ایشان نزدیک بودم. ایشان به من گفتند شما معاون حقوقی امور مجلس باشید که ارتباط با مجلس را بتوانید تنظیم کنید. مجلس هم در آن زمان اصولگرا بود و در راس آن آقای ناطق نوری بود و هیئت رئیسه هم همه اصولگرا بودند. منتها همه آدم واقع نگری بودند آدم هایی بودند که مصالح ملی را هم درک می کردند و هم به آن توجه داشتند. در آن دوران وقتی آقای نوری استیضاح شد همه ما تلاش کردیم استیضاح به نتیجه نرسد و به همین دلیل جلسات زیادی با نمایندگان و عناصر تاثیر گذار گذاشتیم؛ منتها اکثریت مجلس به این نتیجه رسیده بودند که آقای نوری را استیضاح کنند. وقتی بحث استیضاح مطرح شد و رای آورد آقای خاتمی چند اسم بمن دادند و گفتند خوب است برای وزرات کشور با اینها صحبت کنید. آقای خاتمی تماس گرفت، به دفتر من بیایید با هم صحبت کنیم. وقتی رفتم ایشان گفت؛ در رابطه با وزارت کشور من دیروز که ملاقات با رهبری داشتم افراد مختلفی مطرح شد از جمله خود شما و بالاخره بعد از ماحصل گفت وگوی من با رهبری توافق شد. رهبری فرمودند شما برای وزارت کشور مناسب هستید.

*آقای ناطق نوری بسیار متین بود. ما تا آن زمان به چشم رقیب به او نگاه می کردیم یعنی تا قبل از شروع دولت خاتمی. اما بعد از شروع کار دولت آقای ناطق در کسوت رئیس مجلس واقعا در جهت حمایت از دولت و حفظ منافع و مصالح ملی حرکت کرد با اینکه به دلیل همان رقابت ها ممکن بود با من خیلی مانوس هم نباشد اما در مجلس خیلی خوب بود و هیچ حرکت مقابله ای با من نداشت. مجلس را هم به گونه ای اداره کرد که رای من کسب شود.

*ماجراي ۱۸ تیر شروعش از روزنامه سلام با مدیر مسئولی آیت الله موسوی خوئینی ها بود. نامه را منتشر کرده بود که جریان امنیتی کشور افشای ان نامه را جرم تلقی می کرد. آنها به دادگاه شکایت کردند و دادگاه هم روزنامه سلام را توقیف کرد. تا اینجا یک امر معمولی بود و شکایتی از یک روزنامه به دلیل مطلبش صورت گرفته بود که دستگاه مسئول هم برای رسیدگی به پرونده روزنامه را توقیف می کند. دانشجویان کوی دانشگاه تهران نسبت به توقیف سلام که روزنامه نو اندیش آن زمان بود و جزو پیشگامان جریان اطلاع رسانی کشور بود واکنش نشان دادند. اما اتفاقی که هیچوقت توجیه نمی شود نوع برخورد نیروی انتظامی با این تظاهرات دانشجویان بود. نیروی انتظامی با خشونت رفتار کرده و دانشجویان را متاثر ساختند و اگر نیروی انتظامی وارد نمی شد این اتفاقات پیش نمی آمد. به نظر من این برخوردی که صورت گرفت برخورد قابل توجیهی نبود. البته فرمانده نیروی انتظامی هم موضوع را به شکل دیگری مطرح کرده بود و گفته بود شب زنگ زدیم به وزارت کشور اما پاسخگو نبود.

* امروز حوادث دوران احمدی نژاد و مشکلات ۸۸ را پشت سر گذاشته ایم. بنابراین مسائلی که امروز وجود دارد خیلی فرق دارد؛ آقای روحانی دولت اول خود را تحت شرایط خاصی تشکیل داد و عملا هم آن همسویی لازم که با کل جریان حامی دولت باید وجود داشته باشد، در دولت یازدهم نبود.

*در موضوعات سیاسی حتی خود روحانی موضعگیری می کرد و بعضی از وزرایش حاضر به موضع گیری سیاسی هم نبودند. انتظار این بود دولت بعدی به گونه ای شکل بگیرد که آن ۲۴ میلیون رای را در نظر بگیرد و مطلبتشان را تامین کند. اما با نگاه به ترکیبی که معرفی شده است باید گفت که در حوزه سیاسی و اقتصادی تغییر خاصی صورت نگرفته و عملا می توان گفت دولت فعلی و قبلی تفاوت چندانی با هم ندارد.

*درست است که خواستگاه آقای روحانی جامعه روحانیت و اصولگرا بود اما مدت هاست که با آن جریان به یک نقطه تعارض رسیده بودند. چیزهایی که آنها دنبال می کردند مطلوب روحانی نبود. کاندیداتوری آقای روحانی به صورت فرد مستقل صورت گرفته بود و این درست است که با جریان اصلاح طلب رایزنی نکرده بود و به عنوان کاندیدای ما نیامده بود اما به عنوان کاندیدای اصولگرا و جامعه روحانیت هم نیامده بود و بصورت شخص خودش و مستقل وارد صحنه شده بود.

*با پیروزی در انتخابات روحانی از نظر گفتمانی به جریان اصلاحات نزدیک شد و موضع اصلاح طلبانه را دنبال می کرد. جریان اصلاحات هم از آقای روحانی حمایت کرد و به واقع شخص اقای روحانی تا همین امروز از نظر پیگیری مطالبات مردم با گفتمان اصلاحات نزدیک تر است تا جریان اصولگرا، به همین دلیل هم اصلاح طلبان روحانی را در کسوت جدید به عنوان کسی که مطالبات مردم را از دریچه اصلاح طلبانه دنبال می کند قبول دارند و الان هم همینگونه است.

۲۷۲۱۲