تبلیغات
تبلیغات تبلیغات

اخبار نامتعارف در منابع تاریخ اسلام/ از نگاه دکتر رسول جعفریان ...

امروز آخرین جلسه درس منابع بود و بحث ما در باره اخبار نامتعارف و متفاوت.
استاد درس منابع تاریخ اسلام، به طور عمده، به معرفی منابع تاریخی از همه زوایا می پردازد و به نظرم این درس، یکی از کلیدی ترین درسها برای دانشجویان گرایش تاریخ اسلام است. در این درس، علی الرسم، سخن از مهم ترین منابع، روش نگارش آنها، ارزیابی هر یک به لحاظ منابع و اتقان آنها، و نیز مرور بر تنوعی است که در منابع تاریخ اسلام از تاریخ های روزشمار، یا انساب و غیره وجود دارد .مسلما برای معرفی منابع این درس، حتی اگر تمام شانزده جلسه درس هم برگزار شود کافی نیست، اما به هر حال، استاد و دانشجو تلاش می کنند تا در باره اهم منابع و انواع آن سخن بگویند و بشنوند. یکی از مهم ترین حساسیت های بنده، منبع شناسی در درون خود منابع تاریخی است، این که منبعی مانند طبری از چه کتابهایی و به چه صورت اقتباس کرده و درجه اعتبار هر روایتی از آن بر حسب منبعی است که از آن بهره برده است. بخش قابل توجهی از کلاس، صرف بررسی منابعی شد که گرچه مفقود هستند، اما امکان بازسازی آنها بر اساس منابع متأخر وجود دارد و به این ترتیب می توان ارزیابی آنها را آسان تر کرد و مباحثی از این قبیل.

امروز به عنوان آخرین جلسه درس، بحث بنده در باره منابعی از قدیم و جدید، یعنی منابع درجه اول و دوم و حتی پژوهشهای تازه بود که تلاش دارند روایتی نامتعارف را در باره برخی از تحولات تاریخ اسلام گزارش کنند. بکار بردن کلمه «نامتعارف» لزوما به معنای نادرستی آن اخبار نیست، بلکه به این معناست که وقتی غالب منابع، روی خبری اتفاق دارند، اگر کسی اراده آن داشته باشد تا خبری متفاوت با آن را نقل کند، به نظر نامتعارف می آید. در این منابع، گزارش هایی در باره اخبار تاریخی می شنویم که تقریبا روی روال معمول نیست.

به طور کلی در اینجا این سه فرض دارد:
الف: این که در میان منابع کهن، وقتی روایتی نامتعارف نقل می شود، آن خبر، خبری در کنار اخبار فراوان دیگر است. مسلما در اینجا، مقصودمان، مواردی نیست که فرضا دو خبر کاملا متفاوت، اما هر کدام در چندین منبع در باره یک مسأله آمده است، بلکه اشاره به مواردی است که قریب به اکثر منابع مطلبی گفته و در موردی، روایتی دیگر آمده است. اگر دو گزارش متفاوت هر کدام در تعدادی از منابع باشد، متفاوت با چیزی است که ما در اینجا آن را خبر نامتعارف می نامیم.

ب: در منابع متأخر در قرنهای بعدی، و البته نسبت به تاریخ صدر اسلام، وقتی روایت کاملا متفاوتی که در هیچ منبع کهن نیامده، و متفاوت با روایات معمول هم هست، می شنویم، قدری در داشتن حس نامتعارف بودن خبر باید جدی تر باشیم. برای مثال در منابع قرن هفتم تا دهم و یا حتی بعد از آن گزارشی ببینیم که در هیچ منبع کهن امری موافق با آن نیست بلکه چیز دیگری است. برای مثال، خبر کشته شدن عایشه به دست معاویه را که سنایی یا عماد طبری گزارش می کنند، می توان یک نمونه دانست. تدارک کندن چاه و ریختن آهک در آن، و پوشاندن سقف آن و دعوت عایشه به مهمانی و انداختن او در آن چاه، از مواردی است که در منابع قرن ششم و هفتم، در روایت های خاصی آمده است. کتاب کامل بهایی از این قبیل اخبار متعدد دارد، حتی برخی از منابع حدیثی کهن تر هم در قیاس با منابع تاریخی عمومی و اتفاقی که آنها روی خبری دارند، خبر متفاوتی را نقل می کنند. این نیاز به توجه خاص دارد.

ج: مورد دیگر، در پژوهشهای نو است، زمانی که به نمونه هایی از آثار بر می خوریم که مولفان با بررسی و نقد، به انکار اخبار معمول در یک زمینه پرداخته، و تلاش می کنند با تمسک به ادله مختلف، آن را نادرست، و نظر دیگری را از نظر نوع اتفاقی که افتاده درست و ثابت شده بدانند. این که افرادی اهل دقت باشند و در روایت های مشهور تردید کرده راه را برای تحقیق باز کنند، روش خوبی است، اما مشروط بر آن که در یک مسیر پرشیب قرار نگیرد که سبب شود در هر خبری به اندک چیزی تردید واقع شود، مگر آن که بتوان با روش علمی، آن را نشان داد. یکی از این افراد آقای نجاح الطائی است که آثار فراوانی در تاریخ اسلام دارد و به طور معمول هر یک از آنها، یا در نقد کلی یک واقعه تاریخی، یا ارائه یک گزارش تاریخی جدیدی است که در جایی نیامده است. کتابی که در اثبات نبودن ابوبکر در غار ثور نوشته شده، یکی از این موارد است. تقریبا غالب آن آثار این چنین است.

به نظر می رسد، حکم هر کدام اینها با یکدیگر متفاوت است، اما به طور کلی، اصل مسأله یعنی نامتعارف بودن یک خبر مهم و بحثی است که از حیث منبع شناسی اهمیت دارد.

دنبال کردن بررسی موارد نامتعارف، باید منطق خاص خود را داشته باشد. به نظر می رسد، از حیث پژوهشی، این امکان هست که با توجه به روشهایی که مقبول مورخان و معقول نزد آنهاست، بتوان تردید هایی کرد، اما اگر این روش به افراط کشیده شود، آن وقت ریشه های آن را نباید در بررسیهای تاریخی، بلکه انگیزه های مذهبی یا ملی و یا مواردی از این قبیل دانست. در سالهای اخیر، نویسندگانی داریم که در همه آنچه مربوط به مسائل فرقه ای مورد نظرشان می شود، نظری دیگر داده و چشم خود را به روی تمام نقلها بسته، و با استفاده از احساسات مذهبی مخاطبان، بازار خویش را در ارائه روایت های کاملا نامتعارف گرم نگاه می دارند.
فرض این که مثلا همه منابع قدیمی، خبری را سانسور کرده باشند، البته وجود دارد، بویژه وقتی که پای مصالح و دیدگاه های خاصی در میان باشد، اما به هیچ روی، نمی توان به صرف این حرف، چشم از نقلهای فراوان موجود پوشاند و به سراغ آراء دیگر رفت. به هر حال، منطق نقد و بررسی اخبار، منطقی است که باید اصول خود را داشته باشد، و فارغ از علائق و احساسات، مانند هر علمی، بتواند دلایلی را اقامه کند که در سطح علمی پذیرفته شود.

در میان منابع مذهبی قدیمی، در هر کدام از فرق اسلامی، اخبار و گزارش های تاریخی نامتعارف وجود دارد که رفتن به سمت آنها، به معنای کنار گذاشتن بخش مهمی از منابع تاریخی است. البته هر شخص مذهبی، حق دارد بر اساس معتقدات خود در دل جامعه ی که به آن تعلق دارد این مطالب را مطرح کند، اما توصیه این است که همزمان سعی کند، منطق بررسی و پژوهش تاریخی را خدشه دار نکند، در غیر این صورت آثار او ویژه همان جماعت خواهد بود و انتظار نداشته باشد که این آثار به صورت علمی بتواند مورد توجه دیگران یعنی افراد خارج از حوزه هممذهبان او هم قرار گیرد.

تفاوت در منابع درجه اول و دوم، مثلا در باره عاشورا، نشان می دهد که گاه، منابع درجه دوم، تصویری از واقعه عاشورا ارائه می دهند که از هر حیث متفاوت با روایت ابومخنف با ابن سعد و منابع دیگر کهن است، در حالی که مثلا منابعی چون فتوح ابن اعثم، و بعدها منابع دیگری که از قرن هفتم به بعد نوشته شده، و بویژه منابعی که در دوره صفوی و سپس قاجاری نوشته شده، روایات بعضا یا کاملا متفاوتی را ارائه می دهند.

جالب است که وقتی صدای منابع درجه دوم و سوم بیشتر در جامعه شنیده شود، به تدریج منابع اولیه فراموش شده، و گویی آنها روایت نامتعارف محسوب می شود. در این زمینه، پژوهشگرانی که کار علمی برای عامه مردم انجام می دهند، موظف هستند تا با استفاده از منطق درست علمی و پژوهشی در تاریخ، نشان دهند که به منابع درجه اول، بیشتر وفادار هستند. متاسفانه جامعه ما از این روش بسیار دور بوده و شیوع روش های غلط معرفتی و نقل و انتقال مفاهیم به صورت غیر علمی میان مردم، و نیز اهداف سیاسی و روزمره گی در بهره گیری از تاریخ، سبب شده است تا اغلب داستانهای نادرست تاریخی، به جای گزارش های صحیح عرضه شود.
به هر روی، مسأله نامتعارف بودن برخی از اخبار، مسأله ای است که دانشجوی این رشته باید به آن توجه داشته باشد و راه حلی برای آن در نظر بگیرد.

/۶۲۶۲

inves بدون نظر ۹ خرداد ۱۳۹۶